شب خسته از خیانت نفس مارو بریده
داغ ماه رو جا گذاشته روی این تن دریده
خواهش چشمای سعادت سر نوشتمو رقم زده
کی می فهمه یه غریبه بازی مارو بهم زده
بازی بین منو تو مونده بی برگ برنده
وقتشه که تقدیر راه این بازیرو ببنده
فرق تقدیرم جنونو هیچ کسی به ما نگفته
بذار اخذ واسه جفتمون بیفته
آخر جاده این بار می رسه به خواب دریا
تو بگو خدا نگهدار که بمیره بی تو رویا
+ نوشته شده توسط میثم محمد ابراهیمی در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384 و ساعت
14:20 |

